می بینم


جـــــاده و طول راه  می بینم

خستگی نگــــــــاه  می بینم

از مسیری که آمــــــدم امروز

عشق را جــان پناه می بینم

در ته چشمـــــــــهای با رانی

سیلی از اشک وآه می بینم

من پــــرم از گناه وگریه ودرد

خویش را رو ســیاه می بینم

هر چه باشد تو با منی انگار

من ترا رو بـــــــــراه می بینم


مرتضی واحدی فرمی




تاریخ : دوشنبه 90/3/9 | 11:39 عصر | نویسنده : علی خداوردی طاقانکی | نظر

  • paper | پرشین تم | خرید بک لینک